تغییرات من و روباه و زاغ

سلامممممممممممممممم

اومدم با چندتا خبر اما همین الان دارم میگم هر چی میخوایید غر بزنید توی همین پست میگید بعدا هیچ غر زدنی پذیرفته نیست.

١. ققنوس ترین پرنده پرشینی میشود حالا قراره وردپرسی شودنیشخندالبته این حالا که نوشتم دوماه دیگه است.

٢. احتمالا چند روزی نباشم برید در هوای بی بهار نفسی تازه کنید تا برگردمهورا

٣. نظرات شما برای تغییر وبلاگ را با گوش جان میشنوم(راهنما و حمید اگر حرف برای گفتن دارید این گوی و این میدان)زبان

*********************************************************

روباه و زاغ در طول تاریخ

دهه سی به قبل

زاغکی قالب پنیری دید
به دهان بر گرفت و زود پرید
بر درختی نشست در راهی
که از آن می گذشت روباهی
روبه پر فریب و حیلت ساز
رفت پای درخت و کرد آواز
گفت: به به، چقدر زیبایی
چه سری، چه دمی، عجب پایی
پر و بالت سیاه رنگ و قشنگ
نیست بالاتر از سیاهی رنگ
گر خوش آواز بودی و خوشخوان
نبدی بهتر از تو در مرغان
زاغ می خواست قار قار کند
تا که آوازش آشکار کند
طعمه افتاد چون دهان بگشود
روبهک جست و طعمه را بربود

اواخر دهه چهل

روباه (با سبیل از بنا گوش در رفته) به زاغ گفت: چه سری، چه دمی، عجب پایی داری تو ضعیفه!؟ زاغ گفت راست میگید آقا؟ و قالب پنیر از دهانش افتاد و روبهک جست و طعمه را بربود.

اواسط دهه پنجاه:

روباه به زاغ گفت: چه سری، چه دمی، عجب پای پر جنب و جوشی!؟ زاغ گفت: حرف نزن خودم کلاس دومم! ضمنا می‌خوام برم راه پیمایی الان وقت این چرندیات رو ندارم!

اوایل دهه شصت:

برادر روباه به خواهر زاغ گفت: چه سری، چه دمی، عجب پایی!؟ زاغ گفت: به به! چه روباه با شخصیتی ... و همون شب به حجله رفت!

اواسط دهه هفتاد

روباه به زاغ گفت: چه سری، چه دمی، عجب پایی!؟ زاغ گفت: زنهار که عشق ورزیدن در این سرزمین نفرین شده گناه است (و قالب پنیر افتاد، اما روباه روشنفکر ولعی بر آن ننهاد!).
روباه (در حالیکه عینکش را با انگشت وسط به منتهی الیه پیشانی اش هدایت میکند): من این گناه را به جان می‌خرم تا هنرمندی چون تو ببالد و رشد کند ... بخوان که آواز تو والاترین ِ آواز مرغان است ...
و زاغ بعد از خواندن یار دبستانی من، تصنیفی در چگونگی تعمیق مردم‌سالاری، نهادینه کردن گفتمانهای اجتماعی جوانان و تحقق مطالبات شهروندی می‌خواند (با اون صدای افتضاحش)

اوایل دهه هشتاد:

روباه به زاغ گفت: چه دمی، چه سری، عجب پایی؟زاغ عصبانی شد و گفت: آقای روباه ِ بی‌شعور! لطفا خجالت بکشید! خواهر و مادر خدمتتون نیست ظاهرا! اون موقع من کلاس اول بودم رد می‌شدید هی چرت و پرت می‌گفتید، الان بنده متاهلم!

این روزها:

روباه به زاغ گفت: چه سری، چه دمی، عجب پایی!؟ زاغ تحت تاثیر یک کلیپ صداگذاری شده نیروی انتظامی در یوتیوب فریاد زد: آقا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا .... و روباه بی‌خیال پنیر شده و فرار کرد ...


/ 53 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بارنی

گل عشق تو هستم شبنمم باش دلم دنیای زخمه مرحمم باش ز درد بی کسی قلبم شکسته به شهر بی کسی ها همدمم باش

شـــــهریار

سلام :[گل] شـــــــروو با مطلب (( براستی چرا ما اینگونه هستیم؟ )) اپ شد ./[لبخند] منتظرم[گل] مطلب اینده : قسمت دوم خاطره بابای شیطون من [نیشخند]

راهنما

هر گاه نگاه بي فروغم را براي يافتن خوشبختي به اطراف چرخاندم تيغ ناكامي چشمانم را آزرد و هر گاه دهان به خنده باز كردم مذاب غم حلقومم را سوزاند. من فرزند درد و رنج ، فرزند بدبختي و . . . ودر اوج جواني چون پيران ديده بر بام حياتم دوخته ام . امروز يا فردا آفتاب عمرم غروب مي كند و پرونده ي زندگي ام بسته خواهد شد. چه مي توان كرد .اين هم سرنوشت من است كه اينگونه ورق خورده. . . الهي هيچ وقت نااميد نگردي. آمين التماس دعا. . . [ناراحت]

یک بیکار کارمند

سلام بهار جان غیبتت طولانی شد نگرانت شدم ایشالله هر جا هستی حالت خوب باشه خانمی دلمون واست تنگ شد اومدی خبرم کن [گل]

حمید غفاری

سلام . زنده ای ؟ کجا رفتی ؟ حتما رفتی دنبال یک ترانه خوب واسه وبلاگت مگه نه [زبان]

بهار

[هورا] بعله!!! سلامممممممممممممممممم چه حالی میده ادم توی وب خودش نظر بذاره نه[نیشخند][زبان] برگشتم اما امکان اومدن بخش مدیریت رو ندارم اخه یکی اومده میگه طرحمون رو دزدیده[اضطراب] دیگه کلا امنیت از حد صفر هم ژایین تر رفته "راهنما" خدا وکیلی الان غر نزنم؟؟؟ نه جون من یکبار دیگه بگو!!!![متفکر] فدای محبت هاتون برمیگردم( ایکون سنجد و اینا)[نیشخند]

راهنما

سلاممممممممم بهاری خودم تو هر چی دلت می خواد غر بزن فقط بیا [ناراحت]دلمون ترکید. پدر دزد و صاحاب دزد و در میارم مگه میشه به تو هم دزد بزنه [نیشخند] بیا دیگه همه منتظرتن تا یه سلام دوباره بهت ردن[ناراحت]

حمید غفاری

سلام . شنیدم برگشتی . خوش اومدی . خدایا باز هم این بهار رو فرستادی ولی قول داده بودی دیگه بلایی سر ما نفرستی آخه دیگه چرا اینو برگردوندی ؟[زبان] خدایا ما را از شر این بلا محفوظ بدار (الهی آمین ) .[اضطراب][زبان][زبان] دلمون واسط تنگ شده بود زلزله [نیشخند] [گل]

حمید غفاری

در ضمن کی آپ می شی کمی مسخره ات کنیم و بخندیم [زبان]