بازم یونی ی ی!!!

میگویند روزی ابوعلی سینا در برابر دکان نانوایی نشسته بود که پسر بچه ای ده ساله ای لخت و پتی به نانوا مراجعه کرد و گفت قدری اتش به من بده. نانوا در حالی که سراپای بچه را ورانداز میکرد به طعنه گفت اتش را کجا بریزم دامن هم که نداری؟؟!!!پسربچه باهوش و زرنگ بی درنگ مشتی خاکستر در کف دستهایش گرفت و گفت بریز اینجا،روی اینها!!!

ابوعلی سینا که ناظر این گفته گو بود بی اختیار بلند بلند گفت:"سبحان ا... چه استعدادهایی که متاسفانه از بین میروند!!!" کودک بی درنگ در جواب او گفت:"جناب بوعلی اگر استعدادهای امثال من در کودکی از بین نروند ،شما بوعلی سینا دانشمند یگانه ی روزگار نخواهید شد."

پ.ن:سلامممممممممممممممم

امروز رفتیم یونی بعد چون تعدادمون کم بود استاد یک ساعتی درس دادن و رفتن !!بعدش ما چند نفری که بودیم نشستیم به بحث !!! یادتونه گفتم استاد جدیدمون میگفت شماها توی ایران هیچی نمیشید؟؟؟ امروز ما هم درباره همین بحث کردیم...

نتیجه اینکه داستان بالا حال و روز امروز من و شماهاست!!!همه میشینیم که اره ما توی ایران موقعیت پیشرفت و شکوفایی استعداد هامون رو نداریم!!! همینه که یکی مثل دکتر حسابی که گاها در بی غذایی هم به سر برده و وضعش از منو شما بدتر بوده میره و میشه دکتر حسابی!! دیدگاهمون رو باید عوض کنیم تا کی بشینیم تا دیگران بکارند و ما نوش جان کنیم؟؟؟مگه چقدر فرصت زندگی داریم؟؟؟بیش از یه بار؟؟؟ خیلی چیزا ارزش وقت گذاشتن رو نداره!!!توی انتخاب خیلی چیزا باید دقت کرد!!!این فرصت کوتاه زندگی و بخصوص جوانی و نوجوانی رو نباید اینقدر راحت از دست داد!!!پدربزرگم میگفت اگر توی جوانی به جایی نرسیدی زندگیت رو باختی!!

یکی از بچه های کلاس میگفت واسه مقاطع بالاتر میخوام برم فلان کشور!!..... چقدر از این حرفا رویاست؟؟؟کشورایی مثل هند و مالزی و اینا که هرکی از راه رسید مدرک رو میگیره و میره به درد چی میخورن؟؟اون دانشگاه های مطرح هم که الکی الکی منو شما رو راه نمیدن!!!اکثرا مصاحبه و اینا دارن و اگر به نظرشون فرد کارامد و باهوشی بودی بهت اجازه تحصیل میدن!!!چرا؟؟؟دلشون برای هوش تو میسوزه؟؟؟نه!!!چون بدرد منافعشون میخوری!!!!

استاد اون ترم میگفت ای کیو ایران در حال سقوط و ای کیو غرب در حال صعوده!!!این یعنی حرکت ژن هوش به خارج از جامعه!!!اگر چند سال بعد شدیم جز عقب افتاده ها نگید چرا!!!!نیشخند

پ.ن2:چرا اینقدر کما 3 مسخره است؟؟؟بنظر من اینجوریه یا شما هم همین نظرو دارید؟؟سوال

 

 

 

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افروز

سلوممممممممممممممممم... آره دیگه ز گهواره تا گور دانش بجوی و از این جور صحبتا... راستی اونطور که من شنیدم مالزی اونقدرا هم بد نیست مخصوصا دانشگاه بین المللیش... هر چی هست وضعیتشون از ایران بهتره... حالا هند رو دیگه نمیدونم چطوره... کما 3 رو هم که نشنیدم بنابراین نظری ندارم[سوال]

خراباتی

سلام بهار جان:) جات خالی ما صب 13کلاسمون تشکیل شد و همه هم اومدن واستاد هم تشکر کرد [زبان] +ینی من الان دارم حیف میشم تو این مملکت ؟؟[نیشخند] +هند ومالزیم آره از استادایی که اونجا مدرک گرفتن معلومه چجوریه ولی خدایی بعضی رشتهاش (کمن البته) بد نیست +کما3 رو منم ندیدیم مخلصتم رفیق یاحق

eles

سلاممممممممممممممممممممممممممم چه عجب انگشتان مبارک رفت سمت کلید های کیبرد مبارک ! والا تو ایران فقط دو تا دانشگاه آدم رو مخ بار میاره که اون دو تا هم فقط امیر کبیر و صنعتی شریفه!(واسه مهندسی البته) بقیه داشنگاه ها واسه ارشد خوندن به مفت نمیرزه! و البت مهتمرین قضیه همون قضیه بها دادن به دانشجوست! اینجا دانشجو رو با پتک میزنن تو سرش و آخر میکشنش ولی اونو دانشجو رو که فارق شد روش سرمایه گذاری میکنن! یعنی فقط کافیه که ببینن یه خورده هوش و استعداد بالاتر از سایرینه حتی به اندازه اپسیلن! آنچنان روت مانور میدن و بها میدن بهت که یه آن مثلا به خودت میای میبینی 7-8 تا اختراع ثبت کردی و 10-12 تا مقاله! بدشم اونجا کاره عملی خیلی باهات میکنن! مثل اینجا نیست که از 140 واحد 40 واحدش تاریخ و امامت و اسلام و انقلاب و کوفت و زهر ماری باشه که قبلا یه دور همشو دبیرستان گذرونده بودیم! کلا سیستم های آموزشی قابل مقایسه نیست باهم! اینجا هرکی از دانشگاه میاد بیرون آخرش میره تو کاره زدن بوتیک و مانتو و لباس! ولی اونجا هرکی میاد بیرون متناسب با رشته خودش میره سر کار!

eles

تفاوت ها کلا خیلی زیاده! اینجا مجال بحث نیست! این کما 3 چیه ؟ خوردنیه؟ بگو مام بدونیم! اصلا نشنیدم تاحالا!

مسعود

سلااام دوست من خوبین! خواهش میکنم! خوشحالم که به کارتون اومده .[گل]

افروز

خب راستش به نظر من و البته فکر کنم نظر خودت هم هست چون توی پستت بهش اشاره کردی... خیلی مهم نیست که مدرک آدم از کجا باشه مهم اینه که جوهره خود آدم چی باشه و چطور کارش رو انجام بده که به مهارتاش و علمش اضافه کنه... البته خب کسی منکر امکانات و شرایط بهتر دانشگاه های درجه یک نمیشه ولی در اصل همه چیز بر میگرده به خود طرف... ما هم یه استاد داشتیم که مدرکشو از آلمان گرفته بود ولی <بوق>... خودت گرفتی که؟

بهار چطور دلت میاد؟؟به این قشنگین اهنگاش... یه روزی قلب خسته ام تنها پناه تو بود بیخیال ما شدی لابد یه چیزی کم بود یکم بااحساص بهشون نگاه کن(همه جوره دوست دارم) [گل]

من دیگه!

ما هم یه دونه استاد داشتیم که همیشه برامون مثال می زد که وقتی که نطفه یک انسان میخاد بسته بشه میلیونها عدد اسپرم از طرف مرد حرکت میکنن به طرف سلول تخم زن...اما این میلیونها اسپرم که همشون شکل بچه غوری هستن تمامشون نقش حمایت کننده از یک اسپرم خاص رو دارن که در نهایت با سلول تخم قاطی میشه... در این جریان از اون میلیونها میلیون اسپرمی که اول دفعه همگی با هم حرکتشون رو شروع کردن تقریبا همه شون میمیرن و نابود میشن تا اون یک اسپرم خاص رو به مقصد برسونن...البته گاهی هم دو یا سه اسپرم وارد میشن که دوقلو و سه قلو حاصلش میشه.... راستی تو که خودت رشته ات از همین چیزاست بهتر از من باید این چیزا رو بدونی... پس نتیجه علمی اینکه اون بچهه که با ابن سینا حرف زده واس خودش یه پا جنین شناس یا رویان شناس هم بوده...[نیشخند]

بازم من دیگه!

ای ناقلا... نکته اشو زودی گرفتی ها.... راستی دکتر کیه؟؟... من که دکتر نیستم... من فقط یه دونه دانش آموز بینوای کلاس اول تجربی ام[ناراحت]

اسحق فتحي

درود بر شما مطلب بسيار جالبي نوشتيد آفرين بر شما زنده باشيد