گام برندار

بی حد و حصر میتازی

ناجوانمردانه

نمیشناسم این تن از خود جدا را

دیر خواهی فهمید

که چگونه و چرا....

دیر میشود وقتی بدانی تب های بهار را

که چه شد

که چه گذشت

سر در استانه تسلیم فرود اوردم

پی ام میگردد و من ارام سکوتم را به انقلاب تبدیل میکنم

کاش پاییز انقلاب فصل ها نبود...

 

پ.ن:نظرات رو میبندم چون جای نظر ندارن؟هوم؟واسه راحتی خودتونه!!نمیدونم در هرحال اگه حس میکنید باید چیزی رو بهم گوشزد کنید قسمت پایین وبلاگ فرم نظرات همچنان فعاله !!

/ 0 نظر / 5 بازدید