سر اولین پیچ زندگیم!

سلامممممممممممممم

١.امتحان اولمون رو دادیم..... کاملا مشخصه خیلی ذوق زده ام نه؟؟؟اگر توی ذهنتون دارید میگید "جوجه!! اولش ما هم مثل تو خیال میکردیم چه قله ای رو فتح کردیم اما بعد...." سخت در اشتباهید...!!!چرا؟؟؟ قبلا بهتون گفتم دیگه چرا.....

اما این امتحان اینقدر باحال بود که نگو....فکر کن ۶٠ سوال تستی بود همه شو از اول تا اخر با کل بچه ها باهم به روش پدال چک کردیم... یعنی استاده ببینه کف میکنه....!

٢.اقا سوژه نیست....حتی ماشین ا.ن....!!!!  کلا حس میکنم خیلی چیزا که واسم قبلا جالب بود الان اصلا جالب نیست.....چرا؟؟سوال

٣.من شخصا اعلام میکنم دارم دچار دوگانگی میشم.....از یه طرف یه عده تشویق از یه طرف یه عده توبیخم میکنن.....فکر کنم از سردی اخیر وبلاگ شما هم اینو فهمیدین نه؟؟؟کلا تصمیم واسم سخت شده اما همچنان متفکرانه و فیلسوفانه دارم بهش میتفکرم.....از خود راضی

۴.کلا یه اپ دیگه اونم هفته اینده در خدمتتونم و بعدشم پـــــــــــــــــــــــر ....میرم خونه.... البته احتمالا چند روزه برمیگردم ولی کلا این قبل عیدی یه چند جای مخوف باید برم که شاید ٢-٣ ماه نباشم شایدم باشم....نیدونمآخ

نمیدونم شما چه حسی دارید وقتی فقط میدونید باید برید جایی......  اما کی؟؟کجا؟؟؟با کی؟؟؟تا کی؟؟؟و همه این سوالها براتون بی جواب باشه .....حتی اینکه شاید رفتی و هیچ برگشتی در کار نبود.....

راستش مامان و بهزاد و بهنام کاملا مخالف رفتنم از همون اول بودن اما وقتی به بابام گفتم حرفی زد که باعث شد چشم روی همه چیز ببندم و برم یه جورایی جرات و امید....

بهار همیشه عده ای بودن که باید برای موندن دیگران برن

هنوز که هنوزه حتی الان که از اضطراب رفتن براتون میگم تویه دل همه این ندونستن هام یه شوق و ذوق واسه رفتنه......گاوچران

۴.دیگه اینکه اون استاده بود طرح ما رو به اسم خودش برده بود خوارزمی و جایزه گرفته بود و یه لیوان اب هم روش!! کاری کردیم جایزه رو ازش پس گرفتن...!فقط لیوان ابه مونده

چند وقتیه چندتا کشور از جمله امریکا دعوت به همکاری میکنن و همچنان ایران خاموشه...!!

۵. دیگه اون یارو بود گفتم دوربینمو شکسته بود توی ١٣ ابان!!!اولین سرنخ رو پیدا کرده و رفته خونمون!گفته برو به این دختره بگو بیاد....... بهنام هم استاد نخود سیاه سازیه فرستادش چند روزی واسه خودش بگرده تا بعد ببینیم چی میشه...!

۶.اگر بار گران بودیـــــــــــــــــــــــــمو رفتیم.......

همین دیگه....

چون عشق اشارت فرماید،قدم به راه نهید

گرچه دشوارست این طریق...

وچون بر شما بال گشاید،سر فرود اورید به تسلیم

اگرچه شمشیری نهفته در این بال جراحتی بر جانتان زند.

هشدار!عشق است که بر تخت مینشاند و به صلیب میکشاند

و هم اوست که سرچمه رویش را حرس  میکند...

هشدار!اگر به مامن پروا و احتیاط ،از عشق تنها طالب کامید و گوشه ارام...

پس برهنگی خویش بپوشید و پای از خرمن عشق واپس کشید.

به دنیای بی فضل خود نزول کنید که در ان لب به خنده میگشاید اما نه از اعماق دل ! و اشکی از دیده فرو میچکد اما نه به های های جان!

چیزی به تخفه نمیدهد عشق مگر خویش را

و نمیستاند مگر از خویشتن.

بدرود

 

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی

نه جان شما! هم همش مثل یک علامت سوال بزرگ بالای سر مبارکم خودنمایی میکنه:)

13

ای بابا چقدر متنت شلوغ بود منم نفهمیدم میری می ای؟؟؟ شاید دوباره اومدم خوندم فهمیدم فعلا

افروز

بهار رفتی زود برگرد بهار... بهار میای سوغاتی یادت نره بهار... بهار زیاد نمونیها دلم برات میتنگه بهار... ای کارای مخوف چیه بهار؟؟؟ من میترسم بهار [اضطراب]... مراقب خودت باش بهار... راستی بهار تو وبلاگم یه خاطرخواه پیدا کردی بهار[نیشخند][هورا]

راحله

سلامممم بهار ای بابا یکی میاد یکی میره ... ولی هرکی بره تو نباید بری آخه دلم میگیره ... مهربون من آخه آدم ندونسته میره جایی یکم اطلاع کسب کن تو که بلدی [چشمک] حالا که اینطور شد نباید بری [گاوچران] شوخی کردم هرجا که میخوای بری امیدوارم خوب و خوشحال باشی و البته زود برگردی [بغل] اصلا میخوای نرو بپیچون [پلک] همیشه بهاری باشی[گل]

علی

بهار چی شده ؟ یعنی چی که میخوای بری؟ بی خیال بابا فکر دل ما رو هم بکن ... نمی گی دلتنگت میشیم ؟[خنده]

morteza

سلاممممممممممم میخواهی بری بروووووووووووووووو ولی وقتی که بهار اومد توهم بیا [گل]

راد """"""" فروغ لايزال""""""

خيال میکنیم كه زندگي، یعنی همان زندگي دلخواه، موقعي شروع ميشود كه موانعي كه سر راهمان هستند ، كنار بروند: مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم ميكنيم، كاري كه بايد تمام كنيم، زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم، بدهي‌هايي كه بايد پرداخت كنيم و ... بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود! بعد از آنكه همه اينها را تجربه كرديم، تازه مي فهميم كه زندگي، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع مي‌شناسيم. اين بصيرت به ما ياري ميدهد تا دريابيم كه جاده‌اي بسوي خوشبختي وجود ندارد خوشبختي، خودٍ همين جاده است. دو باره سلام دو باره درود . [گل]

محمد

بهارررررررررررررررررر تو حالت خوبه؟ دیوانه شدی؟؟؟؟ اخه دختر کله خرابی چقدر؟؟؟ چقدرررررررررررررررررر؟؟؟ تو نمیگی یکوقت.... کشتی منو.دیوانه ام کردی...[کلافه][کلافه][گریه]

مهر

عزیزم با اینکه نمیدونم کجا میخوای بری و چرا میخوای بری ... ولی ... بهار جان مواظب خودت باش ... دچار استرس شدم نمیدونم چرا ... ما منتظرت هستیم ... نری پشت سرتم نیگا نکنی ... باشه؟ مواظب این یارو هم باشین ! یه دفه کار دستتون نده ! فراااااار کن :)))) معذرت که یه کم دیر اومدم ... خونده بودمش ... ولی فکر میکردم کامنت گذاشتم ... خودت میدونی که وضعیت چجوره ... بازم معذرت[گل][ماچ]

علی

ایلیا «میم» به وضوح به عنوان بزرگترین معلم علوم باطنی و مفسر بزرگ الاهیسم در این عصر محسوب می شود