یا الهی

کاش میشد داغت را ندید

کاش میشد انقدر بیرگ بود که نفهمم تو چه میکشی

کاش توانش را به من میدادی که کاری کنم 

تا به کی چشم هایم به داغ غمت بنگرند؟؟

میبینی با جدت چه میکنند؟؟

 

تو ارامم میکنی اما من توان ارام کردن تو را ندارم!

به زخم خورده شکایت کنم ز دست جراحت

که تن درست ملامت کند چو من بخروشم

/ 0 نظر / 5 بازدید