گرد سال!ساله گرد!شایدم سالگرد!

بعله....!!!

این عکس بر میگرده به چنین روزی!!

چنین روزی که هنوزم کشف نکردم چرا در تاریخ رسمی اسمی ازش به میان نیومده!!(ایکون کسی که اصلا نمیدونه اعتماد به نفس رو با کدوم "ظ" مینویسن)!!!

اما در وقایع اتفاقیه این روز چنین اورده اند:

اندر احوالات شیخ ققنوسی ما همین بس که در روزی از روزهای پاییزی در حالی که مشغول بحث بسیار داغی با یکی از اشنایان بود بفکر افتاد که به تبادل اطلاعات و استفاده از تفکرات ناب دیگران بپردازد!!بدین ترتیب بود که هرچند وقایع پارسال دردی از کسی دوا ننمود و حتی گاها به چیزی از ان تعبیر شد که ایران ان را تف کرده،اما برای ما خیلی هم بد نبود!!!

خوب دیگه بسه!!

بعله دیگه امروز(یعنی فردا) سالگرد تاسیس وبلاگمان میباشد(ای وبلاگ تو را چون جان دوست میدارم) .

و اون عکس و شمعش به یکسالگی این طفل اشاره مینماید!

یکسالخیال باطل

با بلگفا شروع کردیم و به پرشین رسیدیم..... طی این یکسال علیرضا رو گرفتن و بوترابی هم پرشین را حراج کرد! اما ما همچنان هستیم!تا بمیرد هرانکس که نتواند دیدنیشخند

چندتایی از دوستان تقریبا از اوایل کار با ما بودند:یک دانشجوی پزشکی،یک دانشجوی اقتصادی،محمد

عده ای که اخیرا به جمعمون اضافه شدن:من از همه بهترم،اکبر

دوستانی که همیشه در برابر سوالات من پاسخگو بودن و همیشه بهترین راهنمایی ها رو در مواقع لزوم ازشون گرفتم:اقایان انصارپناهی،ملک،سلیمانی و کرمی(به فامیل گفتمشون که فقط خودشون بفهمن)زبان

دوستانی که دیگر نیستند اما همیشه به یادشونم:مسافر،فاطمه

دوستانی که ناگهانی رفتند و هیچ خبری از احوالاتشان در دسترس نیست:یک بیکار کارمند،حمید ،خلسه

خوب حالا نظرات شما درباره این تصویرمتفکر

یاسین:از نی نی های فامیله

نوید:احتمال زیاد پسرباباشه شاید پسر مامانش

١٣.خیلی جیگره!

یک دانشجوی اقتصادی:باباش ازش عکس میاندازه و بچه بی تابی میکنه.

راهنما: یقینا و مطمئنا خودتی در دوران طفولیت که مثل الانت فوق العاده کنجکاو و غرغر و شیطون و حق به جانب که انگشت اتهام و به سمت هر کسی نشونه رفته.چی رو میخوای بهاری! خوب اگه بهت بدم قول مید ی ظرفیتشو داشته باشی!!!

ماندان:یکسالم شد،پیر شدیم رفت...گذر عمر!

امین:تمنا

محمد:یه چیزی میخواد ولی بهش نمیدن!

سمیرا:اخی!

ایلیا:چه بچه زشتی!

من از همه بهترم:این طفلی هم کمی شبیه اوباماست!

زندگی جاریست:احساسات بچه تحریک شده!یک شگرد برای مقابله،تحریک احساسات هست!

اکبر:برانگیختن عواطف و احساسات!

مهر:معصوم و پاک

پ.ن١:خوب؟این بار به نظرتون کی درست گفته؟؟؟متفکر

پ.ن٢:و اما سوال:تعریف ها رو خودم از خودم کردمنیشخند حالا شما معایب کارم رو در این یکساله بگید! اقا لطفا جواب بدید مریض که نیستم سوال میپرسم!منتظر

پ.ن٣:در اصل ،٩ ابان باید میذاشتم این پست رو اما همونطور که میدونین اهنگ رو زمانی میذارم که نباشم !امروز کار فوری پیش اومدش و شبی دارم میرم نصف جهان! یحتمل تا پس فردا نیستم!

پ.ن۴:قالب هم برای اینکه لینک ها رو نشون بده مجبور به استفاده ازش شدم تا بعد ببینم چی میشه!حاضرم هزار ساعت بشینم سرکلاس فرخنده!! اما دنبال قالب نگردم!خیلی سخته!

گاه به چیزی دل میبندم و گاه دل میکنم،

اما کسی هست که پیوسته، مدام میگوید:

همه انچه باید بدانی در راه است پیش برو و درنگ نکن!

ردپای دانایی، در حرکت پیداست!

این جهل است که نشانی ندارد و در سکون تاریکی گم است!

پیش برو و نترس از اشتباه کردن،زمین خوردن،

فقط بخواه تا در لحظه اعجاز خواستن تو را هدایت کند!

 

/ 47 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایلیا

این کامنت قبلی من بودم[نیشخند]

ایلیا

یه چیزی هم بگم:تو چرا نظر منو کامل نذاشتی نه برای این نه قبلی؟[عصبانی]

ایلیا

من عذاب وجدان گرفتم[گریه]گفتم این نینی زشته[نیشخند]زشت نیست اصلا حور العین بهشتی که میگن اینه[نیشخند]

یاسین

خانه ای ویرانتر از ویرانه ام من حقیقت نیستم افسانه ام گر چه سوزد پر ولی پروانه ام فاش می گویم که من دیوانه ام تا به کی آخر چنین دیوانگی پیلگی بهتر از این پروانگی گفتمش آرام جانی ؟ گفت : نه گفتمش شیرین زبانی ؟ گفت : نه گفتمش نا مهربانی ؟ گفت : نه می شود یه شب بمانی ؟ گفت : نه دل شبی دور از خیالش سر نکرد گفتمش افسوس او باور نکرد خود نمی دانم خدایا چیستم ! یک نفر با من بگوید کیستم ! بس کشیدم آه از دل بردنش آه اگر آهم بگیرد دامنش با تمام بی کسی ها ساختم وای بر من ساده بودم باختم دل سپردن دست او دیوانگی ست آه غیر از من کسی دیوانه نیست گریه کردن تا سحر کار من ست شاهد من چشم بیمار من ست فکر می کردم که او یار من ست نه فقط در فکر آزار من ست نیتش از عشق تنها خواهش است دوستت دارم دروغی فاحش است یک شب آمد زیر و رویم کرد و رفت بغض تلخی در گلویم کرد و رفت مذهب او هر چه باداباد بود خوش به حالش کین قدر آزاد بود بی نیاز از مستی می شاد بود چشم هایش مست

ایلیا

سلام من که از جوابت به مهر چیزی نفهمیدم!آخه توش ننوشتی بامعرفتترتر...ترین ایلیا[مغرور] یحتمل این نی نی خودتی[نیشخند] نظرم راجع به تصویر مربوطه[عصبانی]کامل نیست برو یه نگاه به کامنتم بنداز[ابرو]

ایلیا

میگم شما خواهر برادر چقد با هم خوبین[تعجب]بهارم[هیپنوتیزم] بگذریم ماکه بخیل نیستیم[پلک]

ایلیا

تفاصیل همه رو نوشتی الا من[خنثی] حسودم خودتی[دلقک]ولی برو یه اسپند دود کن چون من چشام خیلی شوره [هیپنوتیزم]یعنی یه چیزی 40 سال بالای دیوار خونه فامیل وصل بود من گفتم این چه جوری تا حالا نیفتاده یه ثانیه بعد اومد پایین[قهقهه]و خیلی موارد دیگه...می ترسم برادر گرام بزنه شل و پلت کنه[نیشخند]

ایلیا

نخیر از نظر ابعاد همچین زیادم نبود[عصبانی] مرسی کلا هواداری کار خوبیه[زبان] بگو ماشالله[چشمک]

ایلیا

نه خدا اون روزو نیاره[وحشتناک]پاکش کن منو کشتی رفت[زودباش] خواستم بگم حیف دستم بهت نمیرسه[نیشخند]