مداد قرمز...!!!

سلامممممممممممممنیشخند

خوبین؟؟خوبیم!!!جون شما!!زبان

١:نچ نچ!!!دیدین درس خوندن چقدر سخت شده؟؟ روی  3 روز پشت سرهم باید 18 واحد رو امتحان بدماسترس.من از همینجا خودم رو توی همه شون افتاده فرض میکنم و سعی میکنم واسه امتحان های بعدی همتم رو مضاعف کنم و طی یک جهاد علمی بشینم بخونمنیشخند!!!!!!!!!!

2.چند روزی که حالم گرفته بود تاثیر منفی داشت روی خانواده!اصلا غمخونه ای شده بود اینجا!نگران بعد دیروز گفتم از این حال بیاییم بیرون تصمیم گرفتیم در یک کار خیر شرکت کنیم......

اوایل این ترم که بودیم یه دختر خانومی توی کلاس محمد هست فکر کنم عاشق محمد شده بودزبان.بعد بعضی وقتا کلاس من زودتر تموم میشد میرفتم در کلاسشون یا سوئیچ رو میگرفتم یا باهم میرفتیم خونه!!بعد ایشون فکرای بد بد کرده بود و یه روز دلشو زد به دریا و اومد ازم پرسید که تو دوستشی؟؟؟من: نهنیشخند اون:نامزدشی؟؟ من: نهنیشخند بعد اینقدر ذوق زد که نگونیشخند همون موقع محمد از دور دورا پیداش شد و حس فضولیش گل کرده بود و بدو رو اومد ببینه ما چی میگیمزبان...... دختره گفت وای چقدر محمد(خودمونی بودن رو دقت داشته باشین) خوش سلیقه است ....چقدر باهم تفاهم داریم در انتخاب لباس..... چه لباسش ترکیب بندی قشنگی داره و از این حرفا....... میخواستم بهش بگم که بابا این لباسو من بدبخت واسه تولدش خریدم...کلی گشتم تا تونستم اینا رو با هم ست کنم اما نگفتم تا حسش بهم نخوره گناه داشت ..... 

خوب خولاصــــــــــــــه دیروز تصمیم گرفتم اب و هوای همه رو عوض کنمو قرار ملاقات با دختره گذاشتمو رفتیم که این دوتا مرغ رو بهم برسونیم......بعد میدونین بدبختیه کار کجا بود؟؟؟اینکه رفتیم اونجا ولی حالا محمد نمیگرفت هدف این قرار چیه؟؟؟یعنی منو بهزاد مرده بودیم از خندهقهقهه

خولاصه دیروز خیلی خوش گذشت اما محمد هنوز هم نفهمیده ماجرا چی بوده!!!خودمونیم ها الان دیگه با اون افاضات ما فهمیده اما نمیخواد به روی خودش بیارهنیشخند کلا الان چی، فهمیدی محمد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟زبان

بعد هم که دخترخانوم یا عروس خانوم رفتن خونه شون ، ما هم رفتیم بیرون شهر و دوچرخه سواری و اسکیت و مسابقه و فوتبال و اینا و خیلی خیلی مزه داد

3.با توجه به اعتراض دوستان تصمیم بر ان شد(ادبیات رو دقت کنین:دی) که اینجانب دیگه کمتر پست بزنم..... تا دیگه مورد اعتراض واقع نشم که مبهم مینویسم........ خولاصه اگر ماه اومد و اینجا اپ نشد صرفا جهت رفاه حال شماستنیشخند..... میرم فیس بوک ....میرم توییتر....میرم پناه به اجنبی ها میبرم نیشخند میرم یه جای دیگه مینویسم...خوبــــــــــــــــــه؟؟؟؟؟زبان

4.فعلا چون کلیه کارهام مختل شده ازادتر از قبل شدم و امیدوارم بشینم مثل بچه ادم درس بخونم که همین اول ما رو از دانشگاه شوت نکنن بیرون

بعدا نوشت:با عرض شرمندگی بسیار به دلیل وجود یه ادم مزاحم فعلا کامنت دونی  پست ها رو میبندم تا ایشالا برای کاری که باید انجامش بدم و میدونم که درسته توی دلم شک ایجاد نشه......تصمیمم رو عملی کردم کامنت دونی باز میشه ...بازم شرمنده تونمخجالت

/ 0 نظر / 10 بازدید