/ 20 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر

سلام. انشاالله کارنامه ات رو بدنش دست راستت .

امیر

یه روز یه برادر ی با همین خصوصیات به طور من خورد ، خلاصه اونجایی که ما رفتیم خودش رو زد کوچه علی چپ که نمیشناسه البته ما هم باب آشنایی باز نکردیم از قضا یه روز گذر پوست به دباغ خونه افتاد براش همچین قانون رو اجرا کردم که دفعه دیگه رسم رفاقت یادش نره و خودش رو نگیره آبدارچی . افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است . ها ها ها ها ها خندیدیم .

یک دانشجوی اقتصادی

سلامی دوباره.... تولدتون مبارک.....

خراباتی

سلام بهار جان هر وقت اومدی خبرمون کنیاااااا راستی آقای یک دانشجو جدی میگن تفلدته ؟؟ :) اگه آره که مبـــــــــــــــــــــــــــارکه [بغل][ماچ]

اکبر

احتمالا تو اون یه روز رفته مسئله شرعی رو پرسیده!!!!!!!![نیشخند] به سلامتی می ری تعطیلات!!!!!!!![نیشخند] خوش بحالت من که از وقتی درسم تموم شده تعطیلاتم هم تموم شده!!!!!!!![نیشخند] همش می گفتم کی درسم تموم میشه راحت بشم!!!!!!!![نیشخند] درسمون هم تموم شد راحت نشدم!!!!!!!![نیشخند]

13

یعنی جان من یه همچین آدمی وجود داره؟؟؟خدای من این دیگر چه دانشجوییه؟؟؟ خوبه تو رفتی تعطیلات من هنوز 100 تا بدبختی دارم برو زود برگرد منتظرتما

ماندانا

زودی بیا دیگه:(

علی

سلام بهار خانوم هر وقت اومدیم حرف از خداحافظی زدی [تعجب] بگذریم . خوبی؟ امتحاناتت تموم شد ولی من همچنان درگیرم ...

راد ,.-~*´¨¯¨`*•فروغ لايزال,.-~*´¨¯¨`*•

خيال میکنیم كه زندگي، یعنی همان زندگي دلخواه، موقعي شروع ميشود كه موانعي كه سر راهمان هستند ، كنار بروند: مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم ميكنيم، كاري كه بايد تمام كنيم، زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم، بدهي‌هايي كه بايد پرداخت كنيم و ... بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود! بعد از آنكه همه اينها را تجربه كرديم، تازه مي فهميم كه زندگي، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع مي‌شناسيم. اين بصيرت به ما ياري ميدهد تا دريابيم كه جاده‌اي بسوي خوشبختي وجود ندارد. خوشبختي، خودٍ همين جاده است. سلام مهربون . از این ورا رد می شدم گفتم سلامی عرض کنم و بگم که به روز هستم . منتظر مهربونی هات در کلبه محقرم هستم . در پناه حق . یا علی مدد