مصاحبه با مرحوم توپولف!!!

سلام توپولف عزیز ، اینجوری که از اخبار پیداست ، از کار برکنار شدی؟

توپولف: برکنار که نه ، خودم استعفا دادم ! دیگه باید راه رو برای جوونها باز کرد!

 ولی اونجوری که ما شنیدیم ، بخاطر قتل عمد چند صد مسافر بیگناه از کار برکنارت کردن؟

توپولف: همه میدونند که من تمام تلاش خودم رو انجام دادم ، همه میدونند که من 20 سال قبل استعفا داده بودم ولی با اصرار دوستان در هواپیمایی و فقط بخاطر مردم داشتم کار میکردم ...

اما میگن شما از همون اول نقص فنی داشتی؟

توپولف: نقص فنی که نه ، فقط یکمی روغن سوزی داشتم و یکمی هم توی سربالایی ها سقوط میکردم!

خب ... کمی درباره بیوگرافی خودت بگو ...

توپولف: من متولد روسیه هستم ، ما توپولف ها اصالتمون برمیگرده به خاور! که دوتا بال بهم وصل کردند تا قابلیت پرواز هم داشته باشم!

از خاطرات پرواز هات  بگو؟

توپولف: یکبار وسط پرواز و توی سربالایی ، موتورم داغ کرد و خاموش شد ! بنده خدا خلبان با کمک چنتا از مسافرا شروع کردن به هل دادن ...

خب الحمد الله بخیر گذشته پس ...

توپولف: آره ولی سرم بدجور به زمین خورد و متلاشی شد ، فقط خدا رو شکر خلبان چون اومده بود هل بده ، سرجاش نبود وگرنه اون هم متلاشی میشد!

نظرت راجع به سایر هواپیماها چیه؟مثلا بوئینگ و ایرباس و ...

توپولف: البته من برای دوستان احترام قائلم ولی  باید جلوی من لنگ بندازن!

چرا؟؟؟

توپولف: بابا این بچه سوسول ها ! جربزه هیچ کاری رو ندارن و مثل بچه مثبت ها ، سرشون رو میندازن پایین و میرن این فرودگاه و بعد سریع برمیگردن سرجای قبلشون ، نه سقوطی ، نه خطری ... نه ترسی ... فایده نداره که ... مردم هیجان میخوان ، دست انداز هوایی ، موتور خاموش ...

یعنی جون مردم برای تو مهم نیست؟

توپولف: ببین بحث رو توی حاشیه نبرها! مگر هواپیمای سی یکصد و سی سقوط کرد ، کسی چیزی گفت؟ اون که دیگه با من و خانوادم نسبتی نداشت!

به هر حال ، قبول داری که مردم اصلا دوست ندارن با تو همسفر بشن !

توپولوف: اصلا تو خبرنگاری یا نماینده سازمان دفاع از حقوق بشر؟ اگر ناراحتی برو پایین !

حتما اتفاقا این کار رو میکنم ! لطفا یه چتر نجات بده به من تا برم .

توپولف: زکی!!! چتر نجاتم کجا بود؟ من میگم بجای دوتا موتور روی هر بال ، یه موتور توی وسط ، نصب شده تا مصرف سوختم کمتر بشه ، تو میگی چتر نجات؟؟؟

یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟

توپولف: یعنی اینکه دیگه فکر چتر نباش! منم دارم باهات میام ! فکرکنم همون یه موتور هم  خاموش شده!

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسافر

فكر كنم الآن ديگه بايد خورده باشين زمين و اينايي كه مي‌نويسم نتوني بخوني . ولي خوب گفتيم شب اول قبر تنهات نذاريم و يه يادي ازت كرده باشيم تا نگي كه نامرديم . اصلاً هم به روي خودت نياوردي !!!! منظور اون خانم بالايي قالب قبلي بود . البته از قالب جديد هم خوشمان نيومد و دوباره برگشتيم سر خونه‌ي اولمون . منظورت از غيبت چي‌بود ؟ « روحت شاد » « حيف شدي »

سبحان

سلام[لبخند] همچون باران باش، رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران بکن... موفق باشی[گل]

فاطمه

سلام به قول مسعود شست چی ! به به! به به! خیلی خوشمان آمد. حالا ببخشید اصلا این چتر نجات چی می باشد؟؟؟ [نیشخند]

آوای سکوت

سلام.گفتگوی بسیار جالب و هدفداری بود..راستی در مورد مطلب قبلی آره..من الآن تز دارم ولی نمیدونم از کجا باید شروع کنم !!!...به روزم...

يك دانشجوي پزشكي

درباره توپولوف یک شعر هم خوندم بجز پست شما اون هم قشنگ بود البته به طنز بود.[گاوچران]

یک دانشجوی اقتصادی

در کل کم خدمت کرده به ما....؟ سلام..

یک دانشجوی اقتصادی

نه.. نیفتاد[نیشخند]

یک دانشجوی اقتصادی

حالا افتاد...[نیشخند]