تب تلخ

سلاممممممممممم

نیدونم چرا اینهمه حرف دارم ولی ساکتم....

نیدونم چرا در عین حال که غمگینم،غمگین نبودش اما خوشحالم،خوشحالم رفت و ندید هنوز دوست نماهایی هستن که خنجر به دست پشت سرمون ایستادند....

نیدونم چرا حالم داره از همه چی بهم میخوره....

نیدونم چرا با اینکه کاملا مطمئنم که دیگه راهی نیست اما اون ته تهای دلم یه چیزی یه حسی بهم میگه هنوز باید امیدوار باشی....

دلم میخواد سخت نگیرم اما نمیشه....

همه اینا رو با اشک به پدر بزرگم میگم....اونم بهم میخنده و میگه بهار به دنیای بزرگترها خوش اومدی.... بهم گفت این دوتا دنیا باهم فرق دارن.... یا باید تحملش رو داشته باشی یا تو هم باید مثل بقیه بشی....

منم هنوز با خودم درگیرم....دوراهی ای که از الان اخر هردوش رو میدونم ولی بازم نمیدونم من جز کدوم دسته خواهم بود....

پ.ن:اونایی میدونن و فهمیدن حالم بده دعام کنن...دعا کنید از ابهام دربیام....اونهایی هم که نفهمیدن دعا کنن واسه یه بهار که خیلی زود ممکنه با دست خودش زمستونش برسه.....

 

/ 9 نظر / 9 بازدید

منظورت منم؟

رضا

سلام بهار جان منم از این دوست نماها بسیار ضربه خوردم دیگه به آسونی اعتماد نمیکنم.. خدا رحمت کنه پدربزرگو روحشون شاد.. [گل]

نوید

دلهره هایت را به باد بده اینجا دلی هست که برای آرامشت دستی به آسمان دارد

راهنما

سلام بهاری.اومدم خبرای خوب بهت بدم . . ولی دیدم حالت خوب نیست. . نمیدونم از این دوستی که حرف میزنی چی دیدی و چی کشیدی ولی قبول داشته باش که به همه باید فرصت دفاع و حرف زدن داد. . اینجوری هم خودت خالی میشی و دردای نگفته گفته میشه هم اون دوستت دلایلشو واست میگه و رفع ابهام میکنه . . لااقل خوبیش اینه که عقده تو دلت نمیمونه و واست یه کوه نمیشه تو گلوت. . بذار حتی اگه قراره بهم ناسزا هم بگین گفته بشه. . به قول یکی از استادامون خانم دکتر گلستانی : همیشه نسبت به کسی که ازش خشمگینین ساده نگذرین و خشمتونو بهش نشون بدین و بهش بگین که ازش دلگیرین. . راستش منم قراره یه تصمیم بزرگ واسه زندگی آیندم بگیرم که مثل همه دخترا باید انتخاب کنم. . یا آره یا نه. . خودت میدونی منظورم چیه. . بهاری واسه شادی باغ آرزوهات به رسم رفاقت دعا میکنم[بغل]

افروز

سلام... چی میگی بهار... چی میگی با دست خودش زمستونش برسه؟؟؟ دیگه نبینم از این حرفا بزنیا[منتظر] میفهمم چی میگی عزیزم ولی اینو هم بدون که هر چی به غم و سختیها محل بدی بزرگتر میشه برای همین باید در حد و اندازه ای که هستن بهشون بها بدی نه بیشتر نه کمتر... بهاری... بهاری من من از ته دلم دعا میکنم خیلی زود... زود زود... حالت خوب شه[ماچ][بغل] از طرف یک مادر شوهر نگرون عروس[قلب]

eles

هی من میگم عاشق زدن پست های ابهام آمیزی هی تو بیا بگوو نههههه این طور نیست! هی من به هوای اینکه یه دفه میام یه پست از تو میخونم و متوجه میشم و هی میام و هی بیشتر دچار گیجی و سردرگمی میشم :) هییییییییییییییییییییییییییییی!! هییییییییییییی امان! پروردگارا یه لطفی در حق ما کن این بنده ات را بهبودی ببخش تا حداقل بقیرو از سردرگمی و ماتمی در بیاره!!! آمممممممممممین! حالا خداییش منظورت از اینکه با دست خودت زمستونو میرسونی چی بودد!؟؟؟ تا این بحرانی و بغرنجه قضیت ینی؟ من که کلا نمیدونم و نفهمیدم از چی صحبت میکنی اما امیدوارم هر مشکلی داری زود حل شه!

تو بیخود میکنی. بفهم همه چی غیرقابل پیش بینی بود.بهار یه سوال بپرسم؟دوسش داشتی نه؟؟ بهار هیچ وقت نشد حرف دلمو بگم حرف دلتو بگی. تو هیچ وقت برای من وقت نداشتی. بهار تو همون روز اول که اومدی واسه مشورت من بهت گفتم تو داری وارد چی میشی نگفتم بهار؟نگفتم تو نمیتونی؟ظریفی،لطیفی،سنت کمه؟؟ من میدونم تو اینکار رو نمیکنی. صدام از گریه دیشب گرفته دارم میمیرم از دویوونه هایی... با اشکام باز مهمونی گرفتم همه چی هست فقط جای تو خالی.(همون اهنگیه بهم دادی )

کاسه صبرمو لبریز میکنی؟یعنی که چی؟شمشیرتوواسه من تیز میکنی یعنی که چی؟میری یه گوشه چشماتو میبندی واسه چی؟ نمیخوای بهم بگی عشق قدیمی چی شده؟اون دل یه رنگو ساده و صمیمی چی شده؟چی شده دیگه از نم نم بارون نمیگی ؟چی شده از گوله برفای زمستون نمیگی؟دلمو بردی و اسون داری از پیشم میری.حالا که میبینی غرق غم و اتیشم میری.نمیدونم کی داره تو رو ازم دور میکنه شایدم یکی داره قلبتو مجبور میکنه؟ چی شده شکسته بالت دیگه پر نمیزنی؟چی شده به این دل شکسته سر نمیزنی؟عشقت توی قبلم ولی دستات توی دستم نیست.عکست پیش رومه اما درمون واسه دردم نیست. کاشکی یک بار فقط یک بار بشی با احساس اینقدر نشو دشمن واسه این عاشقی که شیداست.میفهمی دشمن نشو بهار، چشاتو نبند بهار.[گل]

بهار من برم پایین تو رو هم میکشم پایین