ققنوس ترین پرنده پرشینی میشود!

دلم به یاد بسپار ! تو از قبیله خاکی! گرچه چون باد میتازی!


سلامممممممممممممممم

١. دیدین بعضیا توی بحث های سیاسی اعلام بی طرفی میکنن!؟ اینا هدفشون چیه؟؟ بالاخره اینا فکر میکنن اگر نظرشون رو بدن ممکنه منافعشون به خطر بیافته! حالا این ، شده ماجرای ما! اونایی تخمین رتبه نزدن الان بیان بگن کدوم طرفین؟؟!

٢. یادتونه گفتم طی یک طرح ضربتی یکی از کاندیدای دور بعد ریاست جمهوری رو حدس زدم؟؟؟؟ (منم میدونم یادتون نیست)! بعله! الان چند وقتیه سایت ها شروع کردن از ایشون بد گفتن و همون قضیه تخریب و ایناست اما زود هنگام! جون من حال میکنید شم سیاسی رو؟ رفتم توی فکر اینکه یکی دیگه رو هم شرط ببندم ببینم چه مدت بعدش تخریب اون شروع میشهنیشخند

٣. امروز دکتر سپهر دعوتمون کردن مثلا شیرینی قبولی سه ماه پیش طرح رو میخواستن بهمون بدن! حالا از اینا که بگذریم موقع برگشتن یه پارک خیلی خوشگلی به چشممون خورد رفتیم پایین توی طبیعت بکرش!!! یک بستنی بخوریم که قصه اغاز شد!

ما همینجوری وسط لیسیدن بستنی بودیم و اینا که یک پسر تقریبا ۶-٧ ساله اومدش جلو که واکس میزد ، محمد میخواست شوتش کنه! به قول خودش میگه وقتی دوتا کامپیوتر با هم حرف میزنن یک ماشین حساب نمیپره وسط!!! دیگه ما دلمون واسه بچه سوزید از اونجایی کفشام واکسی نبود این جناب لطف کردن دادن کفش هاشون رو واکس بزنن! وسط اینکه داشت کارش رو انجام میداد منم شروع کردم ازش سوال پرسیدن اولش از اسم و اینا شروع شد تا اخرش حتی به سیاست و اینا هم رسید!شیطاننیشخند

دیدین میگن معمولا این افراد گدا و دستفروش و اینا یکجورایی هوش اجتماعی و انسان شناسی بالایی دارن و طرف حسابشون رو میفهمن چه جور ادمیه؟؟

حالا نمیدونم از شانس ما این از حرف های من چی برداشت کرده بود که یکدفعه یک پاکت از توی جیبش اورد بیرون داد بهم، درحالی که کمی مضطرب بود گفت : میخوای؟؟ من چه میدونستم اینا چیه ازش گرفتم داشتم نگاه میکردم و حتی اگر محمد اشاره نکرده بود به مرحله تست هم رسیده بود و الان مراسم ختمم رو گرفته بودن!

بعد که بسته رو پسش دادم از محمد پرسیدم اینا چی بود؟ گفتش .....

بعله! الان پر کردن این جاخالی با شما! هیچ ربطی هم با تیتر پست ندارهدروغگو

حالا به نظرتون چرا توی جامعه باید اینجور راحت بشه این مواد رو ردوبدل کرد؟؟؟ راهکارش چیه؟؟؟ اصلا راهی برای جلوگیری ازش هست؟ خداییش من که هیچی به مغز ناقصم نرسید!

دلم میسوزه واسه بچه طفل معصومی که سرنوشتش اینجور رقم میخوره که باید توی چنین خانواده هایی به دنیا بیان!

گاهی میمونم توی حکمت خالق، که چرا اونی که لیاقت بهترین پدر و مادر شدن رو داره ، باید توی حسرت بچه بمونن! و به عده ای که جز انگل جامعه(اصطلاح بهتری پیدا نکردم) تربیت نمیکنن اینهمه بچه میده! دیدین همشون ۵-۶ تا یا بیشتر بچه دارن!!!!

شما کمانی هستید که از چله ی آن فرزندانتان همچون تیرهایی جاندار به آینده پرتاب میشوند.(جبران خلیل جبران)


 

 

جمعه ٧ خرداد ۱۳۸٩ | ۳:٠٧ ‎ب.ظ | بهار | نظرات () |
Design By : mihantheme.com